۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه

ابراهیم گلستان


ابراهیم گلستان (متولد ۲۲ مهر ۱۳۰۱ در شیراز)، داستان‌نویس و فیلم‌ساز ایرانی است.
آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستان‌های کوتاه ارنست همینگوی می‌دانند[۱] گرچه او تاثیر پذیری از هیچ نویسنده ای را نمی پذیرد. همچنین وی از زمرهٔ نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی می‌شود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالب‌های داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت [۲].
او از نخستین نویسندگان معاصر ایران بود که برای زبان داستان اهمیت ویژه‌ای قائل شد و کوشید نثری آهنگین را در قالبهای داستانی مدرن بکار گیرد. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی قابل توجه‌است.


زندگی
او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران می‌آید. سپس به عضویت حزب توده در می‌آید و تحصیل را رها می‌کند.او در آن زمان به عنوان عکاس روزنامه های رهبر و مردم به کار مشغول بود. او در سال ۱۳۲۶ کتاب اول خود را که مجموعه داستانی با نام «به دزدی رفته‌ها» بود، منتشر کرد.


پس از انقلاب
وی از سال ۱۹۷۵ در شهر ساسکس در انگلستان زندگی می‌کند. وی دو فرزند با نام‌های کاوه و لیلی داشت. کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در ماموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بی‌بی‌سی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد.
روزنامه کیهان در خبری در انتقاد از ستایش خبرگزاری سازمان ملی جوانان از مسعود کیمیایی و «سینمای موج نوی شاه»، گلستان را «جاسوس» خوانده است.[۱]


یک بوس کوچولو
در سال ۱۳۸۴ فیلمی از بهمن فرمان‌آرا با نام یک بوس کوچولو در سینماهای ایران نمایش داده شد. در این فیلم که شخصیتی وجود دارد به نام «محمدرضا سعدی» که به دلیل برخی شباهت‌ها (در نام‌ها، پس‌زمینهٔ زندگی شخصیت و رویدادهای داستانی) وی را استعاره‌ای از گلستان می‌دانند.[۸]
گروهی نیز فیلم را پاسخ به انتقادات مطرح‌شده در کتاب می‌دانند؛ «انتقاداتی که به نظر بسیاری از صاحب نظران و فعالان فرهنگی به مرزهای توهین هم رسیده‌است.»[۹]
خود فرمان‌آرا در جلسهٔ نقد و بررسی این فیلم که ۱۴ دی ۱۳۸۴ در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد گفته‌است :
«آقای گلستان را در عمرم پنج شش بار بیش تر ندیده‌ام [...] و به خانواده ایشان هم احترام زیادی دارم. [...] من فکر می‌کنم دلیل این همه حرف و حدیث درباره این قضیه به این موضوع برمی گردد که نمایش فیلم من با انتشار کتاب نوشتن با دوربین هم‌زمان شد. آقای گلستان در آن مصاحبه درباره خیلیها حرف زده بودند و یکی از دیالوگهای فیلم من هم این بود که همسر سعدی می‌گوید تو سالها نشستی در فرنگ و هر کس هر کار کرد آن را کوبیدی. این تقارن کتاب و فیلم باعث این تشابه‌ها شده‌است. اصلاً قصد ندارم بگویم این نشانه‌ها در فیلم من تصادفی و اتفاقی است، اما قرار هم نبوده که درباره ابراهیم گلستان فیلم بسازم.»[۱۰]
روبرت صافاریان، منتقد سینمایی، در این باره در روزنامه شرق می‌نویسد :
«با وجود اشاره‌های آشکار و پنهان یک بوس کوچولو به ابراهیم گلستان، بنا را بر این گذاشتیم که با دنیای خیالی و شخصیتهای ساخته و پرداخته ذهن نویسنده کار داریم، کمااینکه فیلمساز می‌تواند بگوید شما اشتباه می‌کنید، همه شباهتها اتفاقی است و این فیلم هیچ ربطی به ابراهیم گلستان ندارد. اما واقعیت این است که بسیاری از بینندگان فیلم، سعدی را همان ابراهیم گلستان می‌گیرند و موضع خصمانه فیلم نسبت به سعدی را موضع فرمان آرا نسبت به ابراهیم گلستان تلقی می‌کنند. به گمانم این شیوه حمله به یک شخصیت حقیقی و زنده شیوه ناجوانمردانه‌ای است. چون می‌توانی هرچه دلت خواست بگویی و بعد هم بگویی مرادت اصلاً آن نبوده که شما گمان کرده‌اید. پرخاشگریهای ابراهیم گلستان - که برای من گاه به شدت آزاردهنده‌اند - دست کم این حُسن را دارند که شفاف و روشن اند و هر عیبی که برای هر آدمی قائل اند با نام و بی‌پرده‌پوشی بیان می‌کنند.»[۱۱]


آثار


مصاحبه‌ها
نوشتن با دوربین
چهار مصاحبه با گلستان توسط پرویز جاهد، منتقد سینمایی. گلستان در این مصاحبه‌ها با لحنی منتقدانه و صریح نظراتی را در مورد احمد شاملو[۱۲]، جلال آل احمد[۱۳]، ناصر تقوایی[۱۴] و احسان طبری[۱۵] مطرح می‌کند که این افشا گری‌ها به مذاق عده‌ای از این افراد خوش نمی‌آید.
مصاحبه با هفته‌نامه شهروند امروز


پانویس‌ها
1.^ جاهد، مقدمه؛
2.^ محسنی‌راد؛
3.^ کتاب هفته: وبلاگ گروهی اشکبوس؛
4.^ جاهد، ص. ۶۷؛
5.^ همان، صص. ۷۳، ۸۱، ۱۱۰؛
6.^ همان، ص. ۸۵؛
7.^ همان، ص. ۲۴۴؛
8.^ آی‌تی ایران؛
9.^ غفوری‌آذر؛
10.^ سینمای ما؛
11.^ صافاریان؛
12.^ رزنبام؛
13.^ اکبری؛
14.^ وب‌گاه سوره.


منابع
جشن تولد برای کارگردان طاغوتی، روزنامه کیهان، ۱۳ مرداد ۱۳۸۷.
جاهد، پرویز. نوشتن با دوربین، تهران: نشر اختران، چاپ اول، ۱۳۸۴؛
نوشتن با دوربین، کتاب هفته: وبلاگ گروهی اشکبوس، ۹ فوریه ۲۰۰۶؛
محسنی‌راد، محمدرضا. پاورقی با چسب، لوح دانشجو، ۱۹ دی ۱۳۸۴؛
انتقام سینمایی، آی‌تی ایران، ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵؛
غفوری‌آذر، بابک. پاسخ به گلستان با یک بوس کوچولو، وب‌نوشت «سینما و چند چیز دیگر»، ۳۰ آبان ۱۳۸۴؛
گزارش کامل نشست نقد و بررسی «یک بوس کوچولو» در فرهنگسرای نیاوران، وب‌گاه سینمای ما، ۱۶ دی ۱۳۸۴؛
صافاریان، روبرت. سیاه و سفید؛ نقدی بر فیلم یک بوس کوچولو، روزنامهٔ شرق، ۱۰ دی ۱۳۸۴؛
رزنبام، جاناتان. شیر سینمای ایران؛ نگاه جاناتان رزنبام به سینمای ابراهیم گلستان به مناسبت بزرگداشتش در لندن، روزنامهٔ شرق، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶؛
اکبری، مینا. همه می‌دانند داستان آتش چیست، روزنامهٔ شرق، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۶؛
زندگینامه، در وب‌گاه سوره.


پیوند به بیرون
پاره‌ای از داستان مَد و مِه اثر ابراهیم گلستان، وب‌نوشت «با شما نیستم».
گلستان، ابراهیم. یک جور درد بود تنهایی، دردی که بهتر بود تا در تخدیر گله‌ای بودن، مجلهٔ واژه.
بُرجیان، مسعود. یک بوس کوچولو / دیروز هویدا، امروز گلستان، وب‌نوشت پیام ایرانیان، ۸ ژانویه ۲۰۰۶.
درباره کتاب نوشتن با دوربین و ابراهیم گلستان، وبلاگ ایران امروز، وب‌گاه خبری گویا، ۱۳ اسفند ۱۳۸۴.
دو نقد بر یک بوس کوچولو در روزنامهٔ شرق.
گلستان در خبرگزاری ایسنا: نظر چند نویسنده درباره او به همراه مختصری از زندگی
گزارشی در روزنامه شرق درباره جنجال‌های کتاب «نوشتن با دوربین» و ابراهیم گلستان
فیلم شناسی ابراهیم گلستان در سایت IMDB
داستان کوتاه«ماهی وجفتش» نوشته ابراهیم گلستان، وب سایت «ایرانیان».

هیچ نظری موجود نیست: